سفارش تبلیغ
صبا






















...باران می بارد

باز باران میبارد 

بر روی خاطرات کهن 

بر روی چشمانی پر از سخن 

باز باران میبارد 

بر روی دلتنگی هایم 

بر روی دلواژهایم 

باز باران میبارد

بر روی آشوب عشقم

بر روی حقایق عاشقانه ام 

و باز هم میبارد 

به یاد دارم 

آنروز را که میبارید 

زیر چتر دلتنگی هایم 

صدایت زدم

به یاد دارم 

لحظه ای را که قید همه چیز را زدم 

حتی 

حتی قید انتقام هایم را 

اما باران میبارد 

مگر میتوان  از یاد برد 

در همین باران 

دلی شکست 

مگر میتوان از یاد برد 

اشک های شبانه را 

دلواژهای کودکانه را 

خاطرات مستانه را 

زمرد های شگفتانه را 

میشود ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!


نوشته شده در یکشنبه 96/2/17ساعت 4:0 عصر توسط aiearmi@ نظرات ( ) |

میبینی 

باران می بارد بر قلبم ،بر روحم ،بر جانم ،بر فکرم 

می بارد 

می برد روحم را ،جانم را ،فکرم را ،قلبم را ،به آسمان پیش او آرام جان 

می مانم ؟در فکرش ،در قلبش ،در جانش ،در روحش ؟

که می داند 

به کدامین گناه تازیانه می خورد برفکرم ،بر جانم ،بر روحم ،بر قلبم !

می داند ؟ که نیستم 

تو میدانی کی تمام می شود ؟عذای روحم ،عذاب جانم ،عذاب فکرم ،عذای قلبم /

چه می کند 

با جانش ،با قلبش ،با فکرش ،با روحش 

میدانی ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!1


نوشته شده در پنج شنبه 96/2/14ساعت 3:58 عصر توسط aiearmi@ نظرات ( ) |


 Design By : Pichak